کسی کتاب میخواند و بعد تعریف واقعه را طبق آنچه خوانده و تجربه کرده با چاشنی جهانبینی شخصی خودش روانه بازار میکند ، یکی هم میبیند و خوشش میآید و به قیمتی گزاف میخرد ، آنقدر گران که اگر نتواند آن را به کسانی بفروشد ، بخشی از اعتبارش را از دست میدهد. نوعی قمار است بر سر اعتقادات ، اعتبار و حتی شخصیت خودش. بخاطر چه؟ بخاطر اینکه در قرن بیست و یک و عصر اطلاعات به خودش زحمت مطالعه و حقجویی را نداده. بعد هم با این برهان که در هر چیز به متخصصش باید رجوع کرد بار مسئولیت را روی زمین میگذارد تا یک وقت کمرش نشکند. بعد هم برای چرب کردن سیبیلت شروع میکند از گذشتگان و ایرانیانی که روزی سر منشأ علم بودند میبافد و میبافد. البته پاسخ ادعای خودش را هم خودش میدهد ، مثلا حرف از بوعلیسینا که ریاضیدان و منجم و طبیب و فیلسوف و حکیم و شاعر بزرگیست میزند و وصلش میکند به شهید مطهری که از تفسیر قرآن گرفته تا تحلیل مکتب ها و حتی کتاب داستان را در کارنامه اش دارد. عجیب است که از هر دری سخنی میگویند و در هر جهانی مکاشفه ایی دارند ، ولی مثقالی تلاش نمیکنند علم تشخیص و تمییز دادن حق از باطل را کسب کنند. سر نخی را گرفته و خودشان را دنبالش میکشند و دیگر به هیچ صراطی مستقیم نمیشوند. ما بهش میگویم "بصیرت" ، این را ندارند. نمیفهمند و عذاب این نفهمیدنشان گریبان ما را هم میگیرد.
- ۳ نظر
- ۲۷ دی ۰۴ ، ۱۱:۴۹